سفر به گذشته امكان پذير است!


فیزیکدانان کوانتوم در موسسه تکنولوژی ماساچوست MIT معتقدند امکان خلق ماشین زمانی که بتواند بدون ایجاد اثر "پارادوکس پدربزرگ" بر روی گذشته تاثیر بگذارد وجود دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان برای سالها توانسته بودند حالت کوانتومی را از جایی به جایی دیگر تله پورت (انتقال ماده یا انرژی با سرعتی بالاتر از سرعت نور) کنند. اکنون "سث لوید" و گروهی از محققان MIT اعلام کردند با استفاده از چنین اصولی و با کمک گرفتن از دیگر تاثیرات قدرتمند کوانتومی که به Postselection شهرت دارند امکان بازگشت به گذشته وجود خواهد داشت. به گفته "لوید" امکان کانال زدن از آینده به گذشته برای ذرات و برای انسانها وجود دارد.

Postselection بخشی حیاتی از دانش در حال تکامل محاسبات رایانه ای کوانتومی به شمار می رود. در محاسبات سنتی در صورتی که یک کاربر نیاز داشت بداند کدام یک از متغیرها در یک معادله منجر به پاسخ درست خواهد شد رایانه باید تمامی ترکیبها را مورد آزمایش قرار می داد تا ترکیب درست را کشف کند. در رایانه های کوانتومی طبق رفتارهای عجیب و موازی ذرات تحت اتمی، به نظر می آید امکان ساده سازی این روند به واسطه اجرا کردن همزمان تمامی متغییرهای ممکن و انتخاب ترکیبی که به پاسخ درست منجر می شود وجود دارد.

پروفسور لوید و تیمش اعلام کردند با ترکیب تله پورت کردن و Postselection می توان فرایند تله پورت کردن را به صورت وارونه عملی کرد. به این شکل که Postselection به کاربر امکان می دهد حالت کوانتومی قابل انتقال را تعیین کرده و قبل از آغاز تله پورت کردن حالتهای کوانتومی درست را مشخص کند.

بر خلاف دیگر نظریه های تله پورت کردن، این نظریه از مواجهه با پارادوکس پدربزرگ و یا پارادوکس سفر به گذشته جلوگیری می کند. (درصورتی که بتوانید به گذشته سفر کنید و به صورت تصادفی پدربزرگ خود را بکشید، تضاد یا پارادوکسی را ایجاد کرده اید زیرا در آینده هرگز متولد نخواهید شد پس نمی توانید به گذشته بازگشته و بر روی آن تاثیر بگذارید.) این نظریه در حالتهای ذره ای نیز مشکل آفرین است زیرا ذرات نیز می توانند به گونه ای گذشته خود را نابود کرده و یا آن را تغییر دهند.

با این حال به دلیل طبیعت احتمالی دستگاه های کوانتومی به نظر می رسد روشهای "لوید" از بروز این پارادوکس جلوگیری می کند. هر آنچه به واسطه سفر در زمان به وجود می آید باید از احتمال محدود رخ دادن برخوردار باشد.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، نظریه لوید بسیار بحث برانگیز است. برخی از فیزیکدانان از آن به عنوان نظریه ای غیر عملی و امکان ناپذیر یاد کرده اند اما لوید معتقد است این نظریه می تواند درک انسان را از فیزیک بهبود دهد و امیدوار است نظریه اش بتواند در ارائه فرمولی از نظریه کوانتوم گرانشی موثر واقع شود.

در خواست کوروش از خداوند

کوروش شاه شاهان

 


روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت:خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته و جز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم.آيا ميتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته!

_از تو ميخواهم يك روز،فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز را بررسي كنم.سوگند ميخورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.
_چرا چنين چيزي را ميخواهي؟به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.
_خواهش ميكنم.آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه ي سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم.اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.
خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي،از پاسارگاد بيرون كشيد.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اينجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.
_ميتواني مرا بين مردم ببري؟ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.
و فرشته چنين كرد.كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت.به جز عده ي اندكي،كسي به ياد او نبود .كوروش بسيار غمگين شد اما گفت:اشكالي ندارد.خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.
در راه ميشنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند:عبدالله!قاسم!...
_هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!!!
فرشته گفت:اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.
_اعراب؟!!!
_بله.تو آنها را نميشناسي.آخر آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناور ايران حكومت ميكردي،و حتي چندين قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.
كوروش برافروخت: يعني ميگويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه ميكردند؟!!!
فرشته بسيار تاسف خورد.
سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود.بعد از مدتي كوروش گفت:تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم.مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟
_در ظاهر بله!
كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟
_اسلام
_چگونه آييني است؟
_نيك است
وكوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد .........
_نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.
_همين؟!!!
كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.
_پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!
و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.
_خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. ميخواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم را تسكين دهد.
فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند.پس از چند دقيقه مرد از كوروش پرسيد:راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
ايران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!
عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست......
_مرا به آرامگاهم باز گردان.
فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن ............ .
كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر می بردم.

کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است

آرامگهت غرقه به زير آب است

 اينبار نه بيگانه که دشمن ز خود است

صد ننگ به ما که روح تو بي تاب است

ثروت کوروش

 
 


زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت سپس کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.

آیا گوگل، آتلانتیس را کشف کرده است؟!

آتلانتیس، در اسطوره‌های یونان، جزیره‌ای افسانه‌ای در آن سوی ستون‌های هرکول در اقیانوس اطلس است.

حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح، افلاطون در رساله‌ای تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت : «۱۲ هزار سال پیش از این، جزیره‌ای بوده‌ است بزرگ، با تمدنی ستایش‌انگیز موسوم به آتلانتیس که…». وی در جای دیگری نوشت: «آتلانتها افزون بر ۲۰ میلیون نفر بودند که در جزیره‌ای خوش آب وهوا به وسعت ۱۵۴ هزار مایل مربع زندگی می‌کردند.
در جنگل‌های انبوه آتلانتیس انواع جانوران بزرگ و کوچک می‌زیستند و شهرهای آباد آن با ساختمان‌های عظیم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر …» «در قاره آتلانتیس شهرها به شکلی هندسی و زیبا ساخته شده بودند و کانال‌های آب که همچون رگ‌ها در بدن به هر سو امتداد داشتند، مزرعه‌ها و باغ‌ها را سیراب می‌کردند  
اساس فرهنگ و تمدن این مردمان سعادتمند همانا برادری و صفات عالی انسانی بود. اما چون قدرت ایشان روز افزون شد به تدریج شروع به دست درازی به دیگر سرزمین‌ها کردند، روح احساس و کمک در آنها دیگر از بین رفته بود، آنها اعتقاد و ایمان خود را از دست داده بودند. آنها با سپاهیانی بی شمار قصد فتح آتن و سرزمین‌های شرق را داشتند . اما زئوس طوفانی بر انها نازل کرد . مجازاتی که به هیچ وجه قابل تصور نبود، طوفان سبب زمین لرزه و سیل‌های بزرگی شد که به مدت یک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتی دریا جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت»

آتلانتیس را بسیاری آرمانشهری است ساخته و پرداخته خیال می‌دانند، اما بعضی هم وجود آن را جدی گرفته‌اند و در طی سالیان دراز به دنبال رد پای آن بوده‌اند.

چند روز پیش یک مهندس هوانوردی انگلیسی، در حال گشت و گذار زمین با نسخه جدید نرم‌افزار Google earth بود. در این نسخه جدید، می‌توان علاوه بر سطح زمین، مناظر و عکس‌هایی از زیر دریا و بستر دریاها و اقیانوس‌ها دید. مهندس انگلیسی در ۶۲۰ مایلی شمال غربی آفریقا در نزدیکی جزایر قناری، متوجه شبکه‌ای از خطوط در بستر دریا شد. تصویر، بسیار شبیه عکس هوایی از یک شهر بود. از آنجا که محل این عکس، ‌درست منطبق با جایی است که آن را محتمل‌ترین محل آتلانتیس گمشده می‌دانند، این خبر در رسانه‌های مختلف منتشر شد که گوگل ارث، آتلانتیس را یافته است!

گوگل خیلی زود به این خبر واکنش نشان داد و در یک بیانیه رسمی آن را رد کرد: خطوطی که در این قسمت در بستر اقیانوس اطلس دیده می‌شوند، چیزی جز آرتیفکت نیستند. در واقع گوگل با کنار هم چیدن اطلاعات سونار کف دریا که از قایق‌های تحقیقات زمین‌شناسی مختلف به دست آمده بود، کف اقیانوس را تصویرسازی می‌کند. خطوطی که هم در این قسمت دیده می‌شوند، محل‌های تلاقی دسته های مختلف اطلاعات هستند.

درست است که گوگل ارث نتوانسته آتلانتیس را پیدا کند، اما پیش از این توانسته کشفیات هیجان‌انگیزی انجام دهد. سال ۲۰۰۵، یک مهندس برنامه‌نویس ایتالیایی، توانست به صورت تصادفی بقایای یک بنای باستانی را در ایتالیا کشف کند. او بعد از اینکه بقایای عمارت را در گوگل ارث دید، باستان‌شناسان را خبر کرد و آنها موفق شدند بنایی را که طبق برآوردها، پیش از میلاد مسیح ساخت شده بود، بیابند.

در مورد دیگر، زیست‌شناسان و پرنده‌شناسان توانستند با گوگل ارث، جنگل بکری را در موزامبیک بیابند که پیش از ان فقط روستاییان محلی از وجود آن آگاه بودند. آنها توانستند گونه‌های جانوری کشف نشده‌ای را در این جنگل، کشف و ثبت کنند.