شادی
شادم کن خدای من
باشد که شادیم
شاد کند دیگران را
و تقسیم کنم باران را



شادم کن خدای من
باشد که شادیم
شاد کند دیگران را
و تقسیم کنم باران را



تو از من سیری
من برات میمیرم
تو از پیشم میری


نابه هنگام یادم کن
که همیشه به یادتم
منتظر و چشم به راهتم...



گروگی گروگ زاده
چشمات پر بهانه ام کرد
مگر ندیده بودی گریه یه مَرد...


پس ببین گریه ام زیر باران...

باش با من که بی تو ، من نمانم...

در گیر خواستن و نخواستنم با تو و خاطره هات...
فقط بگو چرا این طور باید بشم فدات؟

شب از یار
سپیده دم از تو
شادی از یار
تمام غمم از تو
اما اول و آخر فقط تو
خوابش میاد
تو قفس میره...
.jpg)
پس خاطره ها باید جست
حال یادی کن از دل بی تابم...
اگر بارید تو مبار...

شب از یار
سپیده دم از تو
شادی از یار
تمام غمم از تو
اما اول و آخر فقط تو

از مرحمت نديدنت،گونه هايم خيس بارانند
ز لطف نبودنت، چشم هايم در حصارند
به اميد ديدنت، چشمانی چو بيد در انتظارند
شايد روزی آيی ، كه تنها تو را دارند
مرا مرام ياري بس است
كه نه نگاهش به هركس است
مرا نگاه ياري خُش است
كه مرامش دل كُش است